العلامة المجلسي

67

حياة القلوب ( فارسي )

وبا اهتمام تمام متوجه اختيار امام گردند ، چون همه جايز الخطايند تواند بود كه اختيارشان خطا باشد وترك مستحقّ امامت واختيار نامستحق كرده باشند چنانكه در اختيار ملوك وسلاطين وساير مردم واقع مىشود كه مدتي كسى را براي امرى امين ومعتمد وقابل مىدانند وبعد از آن خلاف آن ظاهر مىشود ، ودر حديث حضرت صاحب الامر عليه السّلام اين دليل به تفصيل مذكور خواهد شد . دليل هفتم : بر تقديرى كه اختيار امّت تعلق به صواب هم گيرد بسى ظاهر است كه عالم السرّ والخفيات بندگان خود را بهتر مىشناسد ومىداند كه هر كس براي چه كار مناسب است واين كار بر أو البتة آسانتر است ، پس با وجود اين خود ترك كردن وتفويض به ديگران نمودن كه اگر دانند وتوانند ، در كمال اشكال خواهد بود وترجيح مرجوح است وصدورش از قادر حكيم ، قبيح ومحال نيز هست . دليل هشتم آنكه : اگر امامت به اختيار امّت باشد دو احتمال دارد : ( أول ) آنكه اختيار ايشان خطا باشد ، وچون حضرت عزت البتة پيش از اختيار مىدانست كه ايشان خطا خواهند كرد پس با وجود علم وقدرت وحكمت وشفقت تفويض تمشيت دين وتربيت مسلمين به جمعى كه البتة خطا كنند واختيار حاكم ظالم نمايند در غايت قباحت است ، واز حكيم عليم صدورش محال ؛ واگر علم الهى تعلق گرفته كه ايشان قابل امامت را اختيار خواهند كرد ، شناختن چنين كسى وشناسانيدن أو به رعيت وايشان را ملجأ به طاعت أو كردن « 1 » ودفع نزاعهاى منازعان ودفع حسدهاى حاسدان نمودن ، كارى است در نهايت اشكال وبر جناب مقدس الهى در نهايت سهل است ، پس چنين كارى به اين دشوارى را به ديگران گذاشتن وجمعى از ضعفا را بر چنين امرى به اين عظمت گماشتن در نهايت قباحت است وبر حكيم متعال با آنكه خود فرموده است يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ « 2 » يعنى : « خدا آسانى شما را مىخواهد ودشوارى شما را نمىخواهد » ،

--> ( 1 ) . ملجأ كردن : مجبور نمودن . ( 2 ) . سورهء بقره : 185 .